تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


بخش دوم/قائم مقام وزارت کشور در امور اجتماعی و فرهنگی:

تمرکز آموزش و پرورش به جای حافظه پروری بر ارتقای مهارت های زندگی باشد


مصاحبه با آقای رستم وندی"قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی"
آسیب های اجتماعی در همه ابعاد زیان های جبران ناپذیری را بر جوامع وارد می کند. در سال های اخیر توجه به مسئله آسیب های اجتماعی و پیشگیری ازآن ها در کشور از مطالبات جدی و مستمر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بوده است و بارها در دیدار با مسئولین بر حل آن ها تاکید کرده اند.اهییت و ضرورت پرداختن به مسئله آسیب های اجتماعی از سوی دستگاه های مرتبط با این موضوع تا بدان حد بوده که کلیه دستگاه های مرتبط به ریاست شورای اجتماعی وزارت کشور موظف به ارائه گزارش های مستمر در هر شش ماه یک بار به ایشان شده اند و آخرین گزارش در این خصوص نیز به زودی در ششم آبان ماه ارائه خواهد شد. بدین منظور مرکز خبر شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص این آسیب ها ، اولویت ها،راهکارها و نتایج بررسی ها در گزارش مذکور با آقای تقی رستم وندی"قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی" مصاحبه ای داشته است که مشروح بخش دوم آن در پی خواهد آمد:
یکی از آسیب های جدی که بنا به اظهار دستگاه ها و مسئولین مرتبط زنگ خطر آن به صدا در آمده است مسئله طلاق است این شورا چه اقدامات کنترلی و پیشگیرانه ای دارد و به نظر شما فضاهای مجازی چقدر در رشد این امر موثر بوده است؟
تنها فضاهای مجازی هم نیست ما یک مثلثی داریم به نام ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و طی 5 سال اخیز بحث شبکه های اجتماعی پر رنگ تر شده است و در دهه گذشته بحث ماهواره و اینترنت بیشتر بود. در این مثلت بدیهی است که وقتی ورود فناوری، پیوست فرهنگی نداشته باشد غافلگیر می شویم و تبعات آن را باید تحمل کنیم. منتهی اگر پیش از این که فناوری وارد شود پیوست فرهنگی– اجتماعی کاربردی آن را تهیه کنیم، می توانیم از طریق آموزش و پیشگیری بسیاری از این آسیب ها را کاهش دهیم.
باید توجه کنیم بحث طلاق عمدتا چون ریشه های فرهنگی و ارزشی دارد در یک بازه زمانی کوتاه نه اتفاق می افتد و نه می توانیم حلش کنیم. با حضور این مثلث و نظام ارزشی غربی که روز به روز در جوامع دیگه سلطه خود را تقویت و تحکیم می کند باید از جانب خود پیشگیرانه وارد عمل شویم یعنی اجازه ندهیم زوجین به مرحله طلاق برسند که بخواهیم درمان بکنیم یک جمله معروفی هست که می گوید راهکار اصلی جلوگیری از طلاق، شکل گیری ازدواج های موفق است. اگر بتوانیم در آن حوزه فعال باشیم با فرهنگ سازی و تحکیم نظام ارزشی، دینی، انسانی و بومی خودمان بهتر می توانیم جلوی طلاق را بگیریم.
در مورد طلاق از بین استان های کشور 10 استان دارای شاخص طلاق بالا هستند. مسئول اصلی سیاست گذاری و پیگیری طلاق در کشور شورای عالی انقلاب فرهنگی است که سندی را در این حوزه دارند و خدا را شکر در حوزه برنامه ریزی، سیاست گذاری، هیچ مشکلی نداریم چون این کار از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفته است. مهم حوزه درمانگری برای طلاق است. مهم ترین تجربه ای که کشورهای خارجی هم داشتند بحث آموزش، مشاوره و خدمات حمایتی است یعنی با آموزش حین و بعد ازدواج و قبل از طلاق و خدمات حمایتی می شود به خانواده ها کمک کرد. طی چند ماه گذشته این سه موضوع راهبرد اصلی دستگاه های متولی و دست اندر کار اصلی طلاق مثل بهزیستی، وزارت بهداشت و قوه قضاییه که به طور عمده در حوزه طلاق فعال هستند، بوده است.
در طلاق اگر همه دستگاه ها دست به دست هم بدهند و یک شبکه به هم پیوسته آموزش و مشاوره را در کل کشور تشکیل دهند و حتی افراد و شخصیت ها و سازمان های مردم نهاد احساس وظیفه و ورود پیدا کنند در پیشگیری از طلاق موفق خواهیم بود به طور مثال با یکی از علما جلسه ای داشتیم که به منزل ایشان رفتیم دیدیم در منزل مقدار زیادی پرونده است، جویا شدیم پرونده ها چیست و جواب دادند پرونده های زوجینی است که می خواهند طلاق بگیرند و آمده اند با آن ها گفتگو کنیم. پرسیدیم تا چه حد موفق می شوید این زوچین را منصرف کنید پاسخ دادند معمولا 50 درصد، از طلاق منصرف می شوند و در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی در برنامه سالانه سناریوی کاهش 3 درصدی را در نظر گرفته است این نشان می دهد تنها دستگاه های دولتی هم در این زمینه مسئولیت ندارند یعنی روحانیت، اساتید دانشگاه، مشاورین و کسانی که در حوزه تعلیم و تربیت دستی دارند و ریش سفیدان اگر وارد شوند و ترتیباتی را اتخاذ کنند، می شود امیدوار باشیم که به اهداف خود در کاهش طلاق در میان مدت دست پیدا کنیم.
بحث طلاق ریشه فرهنگی دارد و در کوتاه مدت هم حل نمی شود با توجه به بررسی ها شورا ریشه های این امر چیست؟
در بررسی مسائلی مثل طلاق باید نگاه جامع و سیستماتیک به کل موضوع و جامعه داشت و صرفا خرده فرهنگ اقتصاد یا سیاست و... را مجزای از هم در نظر نگیریم جامعه ما جامعه ای است که از وضعیت سنتی به مدرن گذر می کند، اقتصادش در حال تحول است، اوضاع سیاسی،فرهنگی و اجتماعی تغییر می کند و جهانی شدن و فشارهایی که از بیرون بر جوامع می آید برای اینکه خود را با ارزش های جهانی منطبق کند، در تغییرات موثر است.
از آن سمت خانواده از مدل و الگوی خانواده ی سنتی به سمت خانواده هسته ای و کوچک متحول می شود که تابعی از شرایط اقتصادی و اجتماعی است در خانواده های کوچک این تحول فرهنگی و تغییر در نظام ارزشی خانواده کاملا قابل مشاهده است. قبلا پدر یا مرد در خانواده جایگاه مقتدرانه ای داشت در این تحولات اخیر جایگاه زن تغییر پیدا می کند و فرزندان نسبت های جدیدی با والدین پیدا می کنند و حضور زنان در سطح جامعه و در فعالیت های اقتصادی تمام این نسبت ها را تغییر می دهد. امسال آماری که درباره زنان قبول شده در کنکور داشتیم بالای 60 درصد بود، پس پیدا کردن سهم و نقش زنان در جامعه در حوزه اقتصاد و آموزش و چیزهایی شبیه این ها الگوی زیست خانودگی جامعه ایرانی را به سمت تحول برده و ما در این تحول باید تلاش کنیم مزیت های بومی و دینی خود را حفظ کنیم و نه اینکه هم پای تحولات ارزشی جامعه بیرونی ما هم پذیرای همان آسیب هایی باشیم که الان در غرب خانواده هسته ای دارد متحمل می شود راهکار اصلی همان است که برگردیم به ریشه های ارزشی و ریشه های بومی و مذهبی خودمان که در عین تغییر و تحول اقتصادی آن مزیت های نسبی بومی و دینی خود را حفظ کنیم.
یعنی شما می فرمایید بخشی از این اتقاق طبیعی و ناشی از تحول جامعه است؟
بله
اما این گذار در چند سال پایان نمی یابد، پس باید شاهد افزایش آمار طلاق در سال های آتی باشیم ؟
جوامع مدرن و صنعتی همه مبتلای به تضعیف نهاد خانواده اند جامعه شناسان غربی این را بخشی از پیش رفت و توسعه نوگرایی و مدرنیته تلقی می کنند برای آن ها تا چند سال پیش این یک روند طبیعی تلقی می شد اما امروزه وقتی جامعه شناسان غربی می بینند که تضعیف نهاد خانواده موجب کاهش باروری و رشد جمعیت و لطمه خوردن به رشد اقتصادی آن جامعه می شود آنها هم دارند احساس خطر می کنند و آژیر خطر را به صدا در آوردند منتهی در جامعه ما به علت نظام ارزشی مان نگرانی بیشترخواهد بود.
هر چند که در اعداد و ارقام هم چنان با جوامع غربی فاصله داریم اما روند یک دهه یا دو دهه گذشته موجب نگرانی است که اگر رشد این قضیه کنترل نشود ما هم به سر نوشت جوامع توسعه یافته غربی دچار می شویم الان هدف اصلی این است که این رشد سرعتش کاهش پیدا کند و در میان مدت و بلند مدت با فرهنگ سازی و کارهای تبلغی میانگین و نرخ طلاق را کاهش داد.
سیاست های ابلاغی اخیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در مورد خانواده را در حل مسائل خانواده و آسیب های اجتماعی چگونه ارزیابی می کنید؟
این سیاست ها سیاست های بنیادی است. ما بایستی بحث مهارت های زندگی و ترویج سبک زندگی ایرانی – اسلامی را از همان کودکی و با تحول بنیادینی که قرار است در نظام آموزش و پرورش ما رخ دهد، داشته باشیم ولی متاسفانه در این حوزه توفیق نداشتیم و یکی از منتقدان اصلی این مسئله خود مقام معظم رهبری(مدظله العالی) است. خیمه اصلی نظام پیشگیرانه باید در آموزش و و پرورش زده شود و متاسفانه بخشی از آسیب هایی که امروز شاهد آن هستیم به خاطر کم کاری در حوزه پرورش و تربیت نیروهای انسانی است که در نظام آموزش و پرورش به ما به ودیعه و امانت سپرده شده است. اگر تلاشمان در نظام آموزش و پرورش باشد و دستگاه های فرهنگی مان مثل رسانه ملی، حوزه های علمیه که بحث تبلیغ دینی را پیگیری می کنند، سینما، تئاتر و کتاب های ما بحث تحکیم نظام خانواده را دنبال کنند، قطعا هر چه قدر سرمایه گذاری کنیم به طور موازی خواهیم دهید که در حوزه آسیب ها با کاهش مواجه خواهیم شد.
این تنها تجربه ما نیست بلکه در دنیا تمام کشورهای توسعه یافته ای که توانستند آسیب های اجتماعی شان را کنترل کنند بر آموزش، فرهنگ سازی و تبلیغ یک نظام ارزشی متمرکز شده اند، جوامع غربی که توسعه یافته هستند در نظام اجتماعی یک نظم آهنین دارند، فرهنگ پذیریشان قوی است و آموزش را از کودکی با کار رسانه ای، انجام داده اند. ما باید در نظام آموزشی به جای حافظه محوری بر آموزش مهارت های زندگی و ترویح سبک زندگی سالم تمرکز کنیم.
آیا این ها مطالب با نظام آموزشی کشورهم مطرح شده است؟
چند سال پیش سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تصویب شد اما آموزش و پروش از آنجا که درگیر مشکلات شدید مالی است و سرمایه گذاری در حوزه های پرورشی به قدر نیاز و کفایت انجام نمی شود. شما می توانید مقایسه کنید فاصله ما با کشور های دیگر زیاد است و می توان انتظار داشت که بروز مشکلات از این دست زیاد باشد.
بیکاری به عنوان اولویت در آسیب های اجتماعی مطرح نیست ؟
یکسری چیزها را باید به عنوان عوامل زمینه ساز در نظر گرفت مثلا فقر، بیکاری، مهاجرت به عنوان بسترها و ظرفیت های فراهم کننده آسیب ها است البته بعضی دسته بندی ها بیکاری را هم جزء آسیب ها می آورند. در دسته آسیب های اجتماعی بعضی بیکاری را در حوزه اقتصاد دسته بندی می کنند ولی اگر با یک نگاه صرفا اجتماعی نگاه کنیم فقر، بیکاری، تبعیض و مهاجرت بی رویه می توانند زمینه ساز و عوامل بروز آسیب ها باشد.
اولویت بعدی حاشیه نشینی بود وضعیت کنونی ما در مسئله حاشیه نشینی چگونه است و چه اقداماتی صورت گرفته است ؟
اکنون 11 میلیون از جمعیت کشورمان در حاشیه ها یا سکونتگاه های غیررسمی زندگی می کنند و حدود 8 تا 9 میلیون نفر در بافت فرسوده و قدیمی هستند یعنی جمعا یک چهارم جمعیت کشور ما از لحاظ معیارهای اولیه زندگی دچار مشکل هستند و به هر حال معنای حاشیه نشینی همین است که افراد در معماری محل سکونت و امکانات و خدمات زیرساختی آن دچار مشکل هستند، که حدود 20 میلیون نفر تخمین زده می شود.
متولی اصلی در این زمینه که مسئول اصلی رفع قضیه هستند وزارت راه و شهر سازی است و دستگاه های معین مثل شهرداری ها، وزارت بهداشت، نیروی انتظامی و... در این زمینه فعالند. طبق برنامه ریزی انجام شده باید سالیانه 10 درصد در برنامه کاهش حاشیه نشینی توفیق حاصل شود. متاسفانه در برنامه چهارم و پنجم توسعه که همین ماموریت بوده است در مجموع 13 درصد توفیق بیشتر حاصل نشده و اگر طبق برنامه چهارم و پنجم عمل می شد باید در حوزه حاشیه نشینی با کمترین مشکل مواجه می شدیم. ولی با این جدیت قرار است سالیانه این 10 درصد یا 270 محله در سال بازسازی شود و جمعا وزارت راه و شهرسازی 2700 محله حاشیه نشین را شناسایی کرده است و انشالله طی دو برنامه ششم و هفتم توسعه کشور ما شاهد این باشیم که مسئله حاشیه نشینی بر طرف شود.
ادامه دارد... /ج
كد خبر:38502
منبع خبر:دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
تاريخ خبر:1395/08/03