تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي

فرهنگ و مهندسی فرهنگی از دیدگاه امام(ره) و مقام معظم رهبری



امام خميني (ره):    
فرهنگ مبدأ همه خوشبختي‌ها و بدبختي‌هاي ملت است... آن چيزى كه ملت‌ها را مي ‏سازد فرهنگ صحيح است... اگر فرهنگ درست ‏بشود يك مملكت اصلاح مي ‏شود
[1].
     براي رسيدن به همه چيزهايي كه آرزوي ماست و در چشم‌اندازها و افق‌هاي دوردست تصوير مي‌كنيم، بايد فرهنگ كشور، صحيح و پالايش شده در مجراي درست قرار بگيرد.
 
 يكي ازمهم‌ترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است.2
  
انقلاب اسلامي ایران، به عنوان انقلابي فرهنگي، توسط معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) و بر پايه دین مبین اسلام طرح‌ريزی شد و به پيروزي رسيد. هدف اساسی انقلاب اسلامی ایران، فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم جهت تشکیل، استقرار و توسعه نظام جمهوري اسلامی در کشور و بازآفرینی و توسعه مفروضات، باورها، اعتقادات و ارزش‌های اصیل اسلامی بوده است.
تحقق آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، بازطراحي ساختار‌ها‌ي كلان سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را متناسب با مقتضيات ملي و بين المللي اجتناب ‌ناپذير مي‌کند.
از جمله پيامدهاي تغيير و تحولات و چالش‌هاي مذكور، تغيير و تحول در نظام فرهنگي كشور است. نتايج تحقيقات متعدد، حكايت از تغيير و دگرگوني‌هايي در حوزه ارزش‌ها، نگرش‌ها، گرايش‌ها و رفتارهاي آحاد مردم جامعه و يا به‌طور كلي در فرهنگ جامعه دارد؛ تغيير و تحولاتي كه بخشي از آن امري طبيعي و سازنده و حتي ضروري و مطلوب و پيش شرط توسعه و تعالي همه‌جانبه كشور و بخشي ديگر- كه خزنده و سايه گون است- بازدارنده، تهديدكننده و بر خلاف مصالح انقلاب و كشور ارزيابي مي‌شود.
مقام معظم رهبری در سال‌های1381 و1383، در دیدار سالانه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ضمن تأکید بر ضرورت اهتمام در بخش فرهنگ کشور، «‌مهندسي فرهنگي‌» را به عنوان راهبرد ‌ملي در توسعه و تعالي فرهنگ كشور معرفي و ضمن تـأكيد بر اهميت و ضرورت تحقق فراگير آن، مأموریت تحقق مهندسی فرهنگی کشور و تهيه نقشه فرهنگی را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي محول فرمودند.
 
مفهوم مهندسي فرهنگ از ديدگاه مقام معظم رهبري:
·يكي از مهم ترين تكاليف ما در درجه اول مهندسي فرهنگ كشور است. يعني مشخص كنيم كه فرهنگ ملي ، فرهنگ عمومي و حركت عظيم درون زا و ضرورت بخش و كيفيت بخشي كه اسمش فرهنگ است و در درون انسان ها و جامعه به وجود مي آيد چگونه بايد باشد ؟ اشكالات و نواقصش چيست ؟ كندي ها و معارضاتش كجاست ؟
· فرهنگ كشور كلاً به يك نظم وجهت ‏گيري و جهت يابي و انسجام بخشهاي گوناگون دولتي و غيردولتي در باب فرهنگ احتياج دارد. (در محضر ولايت ، 1381)
· ما نمی خواهیم با نگاه افراطى به مقوله‏ ى فرهنگ نگاه كنيم؛ بايستى نگاه معقول اسلامى را ملاك قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطى كه معارف و الگوهاى اسلامى به ما نشان مي‏دهد، تنظيم كرد. برخورد افراطى، از دو سوامكان‏پذير است و تصور مي ‏شود: يكى از اين طرف كه ما مقوله‏ ى فرهنگ را مقوله‏ اي غيرقابل اداره و غيرقابل مديريت بدانيم؛ مقوله‏ يى رها و خود رو كه نبايد سربه‏ سرش گذاشت و وارد آن شد و با اين منطق كه با فرهنگ مردم نمي ‏شود كارى كرد؛ نمي ‏شود الگوهاى فرهنگى را به مردم داد؛ نمي ‏شود مردم را در زمينه‏ ى مسائل فرهنگى پيش برد،مقوله ‏ى فرهنگ عمومى مردم و رشد فرهنگى آنها را رها كرد، كه متأسفانه اين تفكر درجاهايى هست و عده ‏يى طرفدار رها كردن و بي ‏اعتنايى و بي ‏نظارتى در امر فرهنگ هستند. اين تفكر، تفكر درستى نيست و افراطى است. در مقابل آن، تفكر افراطى ديگرى وجود داردكه آن سخت گيرى خشن و نظارت كنترل ‏آميزِ بسيار دقيق - چه در زمينه‏ ى فرهنگ عمومى، چه حتى در زمينه ‏ى مسائل و اخلاق شخصى؛ قالب‏ گيرى كردن و قالبها را تحميل كردن - است. اين تفكر هم به همان اندازه غلط است. نه مي ‏شود فرهنگ را در جامعه رها كرد كه هرچه پيش آمد، پيش بيايد، نه مي ‏شود آن‏طور سخت گيريهاى غلطى را كه نه ممكن است و نه مفيد، الگو قرار داد. (در محضر ولايت، 1382)
من فرهنگ كشور را در سه عرصه به طور مهم و عام مشاهده مي كنم كه در هر سه عرصه، اين مجموعه مي‏تواند اثرگذار باشد:
اول، در عرصه‏ي تصميمهاي كلان كشور است؛ يعني فرهنگ به عنوان جهت دهنده‏ي به تصميمات كلان كشور ـ حتي تصميم هاي اقتصادي، سياسي، مديريتي و يا درتوليد ـ نقش دارد. وقتي ما مي‏خواهيم ساختمان بسازيم و شهرسازي كنيم، در واقع بااين كار داريم فرهنگي را ترويج مي‏كنيم ، يا توليد مي‏كنيم ،  يا اشاعه مي دهيم. وقتي توليد اقتصادي هم  مي ‏كنيم، در واقع داريم از اين طريق فرهنگي را توليد مي‏كنيم، يا اشاعه مي دهيم، يا اجرا مي‏كنيم. اگر در سياست خارجي مذاكره‏اي ميكنيم و تصميمي مي گيريم، عيناً همين معنا وجود دارد. بنابراين فرهنگ مثل روحي است كه دركالبد همه‏ي فعاليتهاي گوناگون كلان كشوري حضور و جريان دارد. فرهنگي كه بايد درتوليد، خدمات، ساختمان سازي، كشاورزي، صنعت، سياست خارجي و تصميمات امنيتي رعايت شود و حدود را معين و جهت را مشخص كند، چيست؟ اين بايد در اين جا معين شود. بنابراين فرهنگ به عنوان جهت دهنده‏ي به تصميمهاي كلان كشور است؛ اين در واقع اهميت و بنا گذاشتن يك مبناي فرهنگي را در اين جا به ما نشان مي‏دهد

.

دوم، فرهنگ به عنوان شكل دهنده‏ي به ذهن و رفتار عمومي جامعه است
. حركت جامعه بر اساس فرهنگ آن جامعه است. انديشيدن و تصميم گيري جامعه بر اساس فرهنگي است كه بر ذهن آنها حاكم است. دولت و دستگاه حكومت نمي‏تواند از اين واقعيتِ به اين اهميت، خود را كنار نگهدارد. وقتي مردم در خانواده و ازدواج و كسب و لباس پوشيدن و حرف زدن و تعامل اجتماعي شان در واقع دارند با يك فرهنگ حركت مي كنند ـبنده پيش از انقلاب در سخنراني‏ هايم مثال مي زدم و مي‏گفتم فرهنگ مثل توري است كه ماهي ها بدون اين كه خودشان بدانند، در داخل اين تور دارند حركت مي‏كنند و به سمتي هدايت مي‏شوند ـ دولت و مجموعه‏ ي حكومت نمي تواند خود را از اين موضوع بر كناربدارد و بگويد بالاخره فرهنگي وجود دارد و مردم به چيزي فكر مي‏كنند؛ نه، ما مسؤوليت داريم اين فرهنگ را بشناسيم؛ اگر ناصواب است، آن را تصحيح كنيم؛ اگر ضعيف است، آن را تقويت كنيم؛ اگر در آن نفوذي هست. دست نفوذي را قطع كنيم.
 
عرصه‏ي سوم، فرهنگ به عنوان سياستهاي كلان آموزشي و علميِ دستگاههاي موظف دولت است؛ يعني آموزش و پرورش و آموزش عالي و بهداشت و درمان. دستگاه هاي موظف دولت بالاخره بايد سياست هاي كلان آموزشي و علمي شان را از مركزي بگيرند؛ اين مركز، اين شوراست. درست است كه آموزش و پرورش خودش يك مجمع مشورتي دارد، ولي او كارديگري مي‏كند و نزديك به اجراست؛ اما اين دورتر از اجراست؛ كلان تر و وسيع تر نگاه مي‏كند. وزرات علوم و بهداشت و درمان به شدت به اين شورا احتياج دارند. (در محضر ولايت، 1381)
 
·اميدواريم كه شوراى عالى با جديت روزافزون به كارمهمى كه بر عهده گرفته بپردازد و مسأله‏ى فرهنگ در كشور را كه اساس همه چيز است،مديريت كند؛ چون در نظام اسلامى و بر مبناى فكر اسلامى، قدرت و ثروت مقدمه است براى اين‏كه انسانها از لحاظ فكر، اخلاق، فضايل و علم تعالى پيدا كنند و پيش بروند. ملاحظه مى‏كنيد كه اساس ِ هدف پيغمبران در تفكر اسلامى (و يزكّيهمو يعلّمهم الكتاب و الحكمة) است؛ يعنى تزكيه و تعليم. همه چيز مقدمه براى اين مسأله است؛ لذا مقوله‏ى فرهنگ مقوله‏ى بسيار مهمى است كه شما آن را به عهده گرفته‏ايد
·براي رسيدن به همه چيزهايي كه آرزوي ماست و در چشم‌اندازها و افق‌هاي دور دست تصوير مي‌كنيم، بايد فرهنگ كشور، صحيح و پالايش شده در مجراي درست قرار بگيرد؛ نقايص آن تكميل و ويراني‌هايش ترميم شود؛ جاهاي معيوبش اصلاح گردد؛ كندي در حركت فرهنگي برطرف شود تا بتوان به آن مقاصد رسید.
ضرورت و مفهوم مهندسی فرهنگی در بیانات مقام معظم رهبری
با توجه به اهميت حقيقتي كه نامش فرهنگ جامعه است و با توجه به اين كه اگرما اين مجموعه بناي فرهنگي را مهندسي و از آن حراست و حفاظت نكنيم،عوامل گوناگون تأثيرگذار در فرهنگ، قسم نخورده‌اند كه چون ما كاري نمي‌كنيم، آنها هم كاري نكنند ـنه، آنها اثر خودشان را مي‌گذارند و كار خودشان را مي‌كنند ـ تكليف ما به عنوان مسئولان نظام جمهوري اسلامي چيست؟ (در محضر ولايت ، 1383)
·حال اين فضاي فرهنگي را مي‌خواهيم در كشور مهندسي كنيم؛ يعني بررسي كنيم آيا واقعاً هندسه موجود حاكم بر هويت فرهنگي و جريانات فرهنگي ما هندسه صحيحي است يا هندسه معيوبي است؟ به وضوح آشكار است، آدم‌هاي غيرمتخصص و كارشناس هم به راحتي درك مي‌كنند، كه هندسه معيوبي است، يعني با توجه به آرمان‌ها و اهداف جمهوري اسلامي، فضا، فضاي صحيحي نيست، هندسه موجود فرهنگي ما هندسه صحيحي نيست، هندسه معيوبي است. چرا؟ ... ما براي يك هدف آمده‌ايم، براي رسيدن به يك نقطه حياتي حركت كرديم، بر همين اساس، سربازان ما يعني فعالان عرصه ما، حاضر شدند جانشان، خونشان را با خيال راحت بدهند و دغدغه نداشته باشند. شاهد بوده‌ايم كه آنها در عرصه نظامي چه كردند، دلاوران جوان ما و پدر و مادرهاي پيرشان چگونه رفتار كردند، الان هم در عرصه اجتماع، در همراهي با نظام، در همراهي با دولت، مردم از ايمانشان از آرزوهاي ديرينه دينشان تغذيه مي‌شوند. بنابراين ما يك جامعه، يك انقلاب ديني، يك انقلاب اسلامي به معناي حقيقي داريم و با آرمان‌هاي اسلامي هم متولد شديم. ما در زمينه رسيدن و طلب عدالت اجتماعي به‌عنوان طلب عمومي افراد جامعه، در زمينه دين و دين‌باوري و دين‌گرايي عملي همة افراد جامعه، در زمينه اُنس با قرآن و مخلوط‌كردن زندگي و توأم‌كردن زندگي با قرآن، در زمينه رفتارهاي انساني كه مورد توصيه اسلام و قرآن هست؛ در همه زمينه‌ها، كمبودهايي داريم. البته نسبت به دوره طاغوت اگر نگاه كنيم، خيلي خوب پيشرفت كرديم اما مقياس ما كه دوره طاغوت نيست، دوره طاغوت دوره جاهليت بود، جاهليت محض. دوره ما، دوره بعد از جاهليت، دوره اسلام است. بنابراين ما بايستي صد و هشتاد درجه با شاخص‌هاي آن زمان تفاوت داشته‌باشيم، ليكن اين تفاوت هنوز ايجاد نشده‌است. (در محضر ولايت ، 1386)
 
·در مقوله‏ ى فرهنگ، رفتارِ حكومت بايد دلسوزانه و مثل رفتار باغبان باشد. باغبان بهنگام نهال مي ‏كارد، بهنگام آبيارى مي ‏كند، بهنگام هرس مي ‏كند، بهنگام سمپاشى مي كند و بهنگام هم ميوه ‏چينى. بايد فضاى فرهنگى كشور را باغبانى كرد؛ يعنى مسؤولانه و با دقت اين مقوله را دنبال كرد. بعضي ‏ها به عمد و كاملاً حساب شده بي ‏بند و بارى را ترويج مي ‏كنند الگو قرار داد. (در محضر ولايت، 1382)
 
مفاهيم كليدي مهندسي فرهنگي بر اساس ديدگاههاي مقام معظم رهبري

بر اساس دیدگاه‌های مقام معظم رهبری مفاهیم کلیدی فرهنگ، مهندسی فرهنگ، مهندسی فرهنگ و ... – در قالب نظام نامه تدوین نقشه مهندسی فرهنگی کشور - به شرح زیر تعریف شده است:
نظام ‌واژه‌ای است از باورها و مفروضات اساسي، ارزش‌ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه‌دار و دیرپا و نمادها و مصنوعات که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می‌دهد و هویت آن را می‌سازد.
 
منظور از سطوح فرهنگ، سطوح مورد مطالعه و مديريت پذير فرهنگ است كه كل جامعه يا بخش قابل توجهي از آن را تحت پوشش قرار مي‌دهد. در نقشۀ مهندسي فرهنگي كشور، فرهنگ در چهار سطح زير مورد بررسي و تحلیل قرار مي‌گيرد:
 
·      فرهنگ ملي (اسلامي- ايراني)
·      فرهنگ عمومي
·      فرهنگ نهادی(سياسي، بهداشت و سلامت، قضايي و ...)
·      فرهنگ حرفه‌اي (بازاريان، روحانيون، سياستمداران، پزشكان، قضات و ...).
 
(اسلامي- ايراني)
 
 نظام وارۀ باورها و مفروضات اساسي، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری باثبات و ریشه‌دار و نمادها و مصنوعات یک ملت (و عموماً در مرزهای جغرافیایی یک کشور) است؛ که طی دهه‌ها و قرن‌ها ایجاد و تثبیت شده و به یک ملت هویت می‌بخشد. فرهنگ ملي مبناي مقايسه فرهنگي كشورها (دولت و ملت‌) در مقياس بين‌المللي است.
 
 
  نظام‌ وارۀ باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و گرايش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، الگوهاي رفتاري و نمادها و مصنوعاتي است كه فضاي عمومي و مشترك فرهنگي جامعه را در مقاطع زماني معين شكل مي‌دهد. فرهنگ عمومي بر ارزش‌ها، گرايش‌ها، الگوهاي رفتاري و الگوي زندگي آحاد جامعه تأكيد و در مقايسه با فرهنگ ملي(اسلامي-ايراني)، عمق و پايداري كمتري دارد. فرهنگ عمومي تا حدود قابل ملاحظه‌اي تابع مقتضيات زماني و مكاني جامعه و منعكس‌كننده عملكرد ساير نظام‌ها همچون نظام سياسي، نظام اقتصادي، نظام قضايي و حقوقي و... است.
 
 
 نظام‌ وارۀ باورها، ارزش‌ها، الگوهاي رفتاري، نمادها و مصنوعات مرتبط با يك نهاد و بخش معيني از جامعه همچون اقتصاد، علم و فن آوري و بهداشت و سلامت است. «فرهنگ نهادي» به فرهنگ حاكم بر مجموعه‌اي از دستگاه‌هاي تخصصي مرتبط با يك وظيفه اصلي همچون دفاع و امنيت تعليم و تربيت اطلاق مي شود.
 
 
   نظام ‌وارۀ باورها، ارزش‌ها و الگوهاي رفتاري تسهيم شده و نمادهاي شاغلان و متصديان هر حرفه است. ارزش‌هاي فرهنگ حرفه‌اي به واسطه سال هاي طولاني آموزش‌هاي تخصصي و يا تجربه و كارورزي بلند‌مدت حاصل مي‌شود. فرهنگ حرفه‌اي پزشكان، بازاريان، معلمان، قضات، نظاميان و روحانيون از جمله‌ي اين فرهنگ‌ها هستند.
 
  
ماده10- نقشۀ مهندسي فرهنگی کشور4
 
سند راهبردي توسعه فرهنگ كشور است؛ مشتمل بر:
·         سند چشم‌انداز فرهنگي كشور
·         مختصات و ابعاد فرهنگي كشور و نظام‌هاي مربوط در وضعيت موجود
·         مختصات و ابعاد فرهنگي مورد انتظار كشور و نظام‌هاي مربوط در دوره زماني معين
·         سياست‌ها و راهبردهاي كلان فرهنگي
·         بسته‌هاي كلان فرهنگي
·         ماموريت‌ها و تقسيم كار ملي و بخشي
·          نظام پايش و ارزيابي راهبردي فرهنگ كشور.


.[1] امام خمینی (ره). صحيفه نور، ج15.ص16.
2.سخنرانی مقام معظم رهبری در سال 1383.
[2]- اين تعريف در جلسه مورخ 25/9/1386 به تصويب شوراي مهندسي فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است.
 
[3]- اين تعريف در جلسه مورخ 25/9/1386، به تصويب شوراي مهندسي فرهنگي شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است.
 
[4]- همان.