تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي

درباره فرهنگ و مهندسی فرهنگی


فرهنگ مهمترین عنصر هویت ساز در یک جامعه است و اساساً شناخت هویت یک ملت بدون شناخت فرهنگ آن امکان پذیر نیست. تمدن ها در حقیقت شکل عینیت یافته و تجسم خارجی فرهنگ جوامع هستند و لذا شناخت تمدن ها نیز منوط به درک صحیح از فرهنگ جوامع انسانی است.

از آنجا که فرهنگ اساس هویت، هوای تنفس و ضامن استقلال و موجودیت یک ملت است، بدیهی است که سیاست گذاری و برنامه ریزی برای رشد و ارتقاء فرهنگی جامعه امری ضروری به نظر می رسد. در این میان نقش حکومت ها در برنامه ریزی و سیاست گذاری و در نهایت مدیریت و هدایت فرهنگ جامعه بسیار مهم و اساسی است.

اگرچه حکومت های غربی با سر دادن شعار لیبرالیزم و تساهل اعتقادی، مذهبی و فرهنگی تلاش می نمایند دولت را نسبت به مسائل فرهنگی بی طرف جلوه دهند امّا در عمل، اقدامات آنان برای ترویج ارزش های سکولار و هدایت افکار عمومی در راستای ترویج فرهنگ سرمایه داری متکی بر تفکرات اومانیستی بر هیچ کس پوشیده نیست. در حقیقت نظام سرمایه داری غرب همه ساختار ها و نظام های اجتماعی خود از جمله اقتصاد، فرهنگ و سیاست را در راستای گسترش فرهنگ سرمایه داری و حرکت چرخه سرمایه داری از پیش مهندسی شده، به کار می گیرد. اهمیت یافتن مقوله هایی چون افکار عمومی، سیاست فرهنگی، دیپلماسی عمومی و برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی در سالهای اخیر در ادبیات علمی و مدیریتی کشور های غربی خود مؤید این واقعیت است.

حکومت های غربی فرهنگ را در راستای منافع مادی خود سوق می دهند . از آنجا که اومانیسم، انسان تک ساحتی مادی را به تصویر می کشد که غایت سعادت او در لذت و کسب منفعت و سود مادی است، دولت ها نیز در بهترین وضعیت، وظیفه خود را تأمین رفاه مادی و افزایش سرمایه اجتماعی جامعه می دانند به همین جهت عنصر فرهنگ در این جوامع در نهایت در خدمت تربیت شهروند قانون مدار در خدمت نظام سرمایه داری است و دولت به ابعاد و نیاز های غیر مادی جامعه بی توجه است.

در رویکرد دینی انسان علاوه بر ساحت مادی دارای ساحت معنوی نیز هست و اساساً سعادت انسان در گرو رشد و تعالی او در ساحت معنوی است و در حقیقت رفاه مادی و نعمات دنیوی مقدمه ای برای فراهم کردن سعادت ابدی و اخروی است، لذا توجه به تزکیه و تعالی افراد جامعه در بستر فرهنگ صحیح اهمیت ویژه می یابد. بنابر این حکومت اسلامی نیز به عنوان مجری احکام اسلامی علاوه بر تأمین رفاه و امنیت اجتماعی، از آنجا که قائل به حقانیت آموزه های اسلام و اخلاق و فرهنگ اسلامی است نه تنها نمی تواند نسبت به فرهنگ جامعه بی تفاوت باشد، بلکه هدایت و رشد و تعالی فرهنگی جامعه را اصلی ترین وظیفه خود می داند.

با این مقدمه باید گفت که انقلاب اسلامی ایران نیز از همان آغاز حرکت خود داعیه دار تشکیل حکومت اسلامی بوده و لذا بر عنصر فرهنگ و تعالی فرهنگی جامعه به سمت فرهنگ دینی تأکید نموده است. امام خمینی(ره) به عنوان متفکر، راهبر و معمار انقلاب، آن را انقلابی اسلامی نامیدند و مردم نیز در همراهی و پیروی از رهبر فرزانه ی خود، در شعار و عمل نشان دادند که مهمترین خواسته های آنان فرهنگی و دینی است و سپس سیاسی و اقتصادی. این تأثیر تا جایی است که بسیاری از صاحب نظران و تئوری پردازان انقلاب ها، بیش از آنکه انقلاب ایران را یک انقلاب سیاسی بدانند، آن را انقلابی ایدئولوژیک و فرهنگی قلمداد می کنند. بنابر این مهمترین مؤلفه ای که جمهوری اسلامی ایران را از حکومت های پیش از خود و از سایر حکومت ها و کشور ها متمایز می سازد، تکیه بر فرهنگ و ایدئولوژی اسلامی است. ضرورت توجه به این مهم با در نظر گرفتن شرایط بین المللی و جهانی بسیار روشن تر می گردد.

گسترش ارتباطات و اطلاعات در نتیجه گسترش تعاملات فرهنگی از یکسو و تلاش فرهنگ مادی گرا، سرمایه داری و استکباری حاکم بر غرب برای سیطره بلامنازع بر جهان غیرغربی که خود را در قالب تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی و اشکال مختلف جنگ نرم عرضه کرده است از سوی دیگر، ضرورت تلاش برای حرکت به سمت فرهنگ مطلوب و تقابل با فرهنگ مادی غرب را نمایان ساخته است. این تقابل تا جایی است که بسیاری از نظریه پردازان غربی، جهان کنونی و آینده را در جنگ ایدئولوژیک و تقابل تمدنی و فرهنگی میان اسلام و غرب ترسیم کرده اند. و بی شک نباید از این نکته غافل شد که طلایه دار گسترش فرهنگ اسلامی در جهان، انقلاب اسلامی ایران بوده و هست و در آینده نیز به فضل الهی خواهد بود. و اگر نبود انقلاب اسلامی ایران سیطره کامل تفکرات مادی و فرهنگ سرمایه داری برجهان و حتی بر کشور های اسلامی بعید نمی نمود.

لذاست که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور داعیه دار تأسیس حکومت اسلامی در عصر غیبت، باید بتواند در کنار تأمین رفاه و امنیت اقتصادی مردم، در زمینه ترویج فرهنگ اسلامی و ایجاد زمینه برای تربیت و رشد و تعالی معنوی جامعه و جهان نیز گام های اساسی بردارد تا بتواند در راستای رسیدن به حکومت آرمانی مهدوی(ع) و حاکمیت حق و عدالت در سایه حکومت صالحان حرکت نماید و این مهم جز با برنامه ریزی و معماری فرهنگی و تلاش در جهت مهندسی فرهنگی نظام های اجتماعی برای دست یابی به فرهنگ مطلوب در عرصه داخلی، و ارائه یک الگوی کامل از فرهنگ اسلامی به جهان قابل دستیابی نیست.

در همین راستا مقام معظم رهبري در سال‌هاي 1381و 1383 در ديدار سالانه اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، ضمن تاکيد بر ضرورت اهتمام در بخش فرهنگ کشور، استعاره «مهندسي فرهنگي» را به عنوان راهبرد ملي در توسعه و تعالي فرهنگ کشور معرفي و ضمن تاکيد بر اهميت و ضرورت تحقق فراگير آن، ماموريت تحقق مهندسي فرهنگي کشور و تهيه نقشه مهندسي فرهنگي را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي محول فرمودند.

ترسیم نقشه مهندسی فرهنگی کشور تلاشی است در جهت تحقق این آرمان که با توجه به منویات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر ترسیم نقشه مهندسی فرهنگی کشور و ضرورت تحقق ابعاد فرهنگی چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران و با الهام از رهنمود های رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و استناد به آموزه ها و تعالیم اسلامی و در راستای تحقق و ارتقای فرهنگ اصیل اسلامی - ایرانی تهیه و تدوین گردیده است.

در نگاه رهبر معظم انقلاب، فرهنگ به معناي اخلاق، رفتار، فضائل، معنويات و عقايد در جامعه است. در مهندسي فرهنگي نيز هدف هدايت، ساماندهي و مطلوب­سازي فعاليت فرهنگي جامعه در جهت فضائل و معنويات انساني و تحقق جامعه ديني است. به عبارت ديگر در اين فرايند بر اساس ملاحظات يك فرهنگ مطلوب، دستگاه­‎های وابسته به نظام­‎های مختلف اجتماعي سازماندهي مجدد شده و داراي جهت­گيري و نظم مجدد با رويكردي فرهنگي مي­شوند.

مهندسي فرهنگي به معناي فرايند بازطراحي، اصلاح و ارتقاء شئون و مناسبات نظام­‎های اقتصادي،‌ سياسي، فرهنگي و اجتماعي كشور بر اساس فرهنگ مهندسي شده با توجه به شرايط و مقتضيات ملي و جهاني است (نظام­نامه تدوين نقشه مهندسي فرهنگي،1388).